تبليغاتX
آستانه
آستانه‌ای برای انجمن داستان نویسی کازرون

سلام دوستان خوب !

بعد از مدتـهـا با داستانی از خانم فاطمه عباس‌پور

به روز هستیم

از نقد و نظر دریغ نفرمائید.

"زلزله"    

راست ، راست تـوی چشمان آدم نگاه می‌کند و می‌گوید :

« مژده جان ! من حالم خوب نیست ، می‌روم تا کمی . . . »

جان هم می‌گویـد ، دیروز هم یکبار گفت.

منِ احمق را بگو که فکر می‌کردم خیالاتی شده‌ام ، آخر تمام عمرم آرزو به دل ماندم یک بار بـه من بگوید : «فاطمه جان» ، نگفت ، هیچ وقت .

حالا چپ می‌رود ، راست می‌آید به من می‌گوید :

«مژده جان سلام !» ، «مژده جان خدا حافظ !» ، «مژده جان . . .» ، «مژده جان . . .». حالا هم نیامده بگوید : «مژده جان کمک نمی‌خواهی ؟!».


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 18:30  توسط آستانه  | 

ســلام دوسـتـان ؛

 

این بار داستانی را از خانم « شهین چوپـانی» از اعضاء پـر کار و قدیمی انجمن را می‌گذاریم .

 خانم چوپانی مادر گرامی «نوشین حسینی‌نژاد» و «نازنین حسینی نژاد» دو نـازنینی است کــه

در پست های قبلی معرفی شدند .

خانم «چـــوپــانی» خانه‌دار هستند با این وجود بسیار پر مطالعه و آگاه از مسائل داستان نویسی

و نـقـد پذیرند ، بعضی از داستانـهای ایشان درنشریات محلی کازرون چاپ و مورد توجه خوانندگان بوده است .

در انتخاب سوژه و حتی نام شخصیت ها دقت و توجه بسیار دارند . قضاوت را به عهده‌ی شما عزیزان می‌گذارم .

لطفاً نـقـد و نظـر را فراموش نکـنیـد .

                                                                                                        با سپـــاس

                                                                                         سید محمد غلی آل مجتبی

 

 

شهین   چوپانی    

 

« انگل‌های مدینه‌ی فاضله »

.

 سلام خانم جان ! دوباره که روی چهره‌تون یه عالمه خاک و خُل نشسته ؛ خدا منو بکُُشه ، الآنه برقش می‌اندازم ، چیه دوباره این‌جوری بـهم زُل نزن ، می‌دونم که باید غلط بکنم و لال‌مونی بگیرم ولی خانم جان ! تـرا به هر که ،  توی دنیا قبولش داشته‌اید قسمتان می‌دم ! نزارید آه‌تان کفتر زبان‌بسته رو کلّه‌پـا کنه ، طفلکی که تقصیری نداره ، باور کنید ؛ الآن که سه شبانه روزه که خلایق نعش آقا رو زیر لحد چپوندن ولی مرغک هنوز ناخوش احواله و بغ بغو نکرده ، نه آبی ، نه دونه‌ای ، نه اجابت مزاجی . مگه نه همیشه خودتون می‌گفتین :

.......

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 8:55  توسط آستانه  | 

بار دیگر با "محسن پور مظفر"

این بار از زبان خودش بشنویم :

محسن پورمظفر / کازرون / متولد 1365 / دانشجوی رشته مدیریت دولتی دانشگاه آزاد واحد کازرون

 

ن

مقام اول کنگره­ی استانی نارنج / جهرم زمستان 1386

 

و تمام ِ جهان را يك زبان و يك لغت بود... / تورات؛ سفر پيدايش؛ باب يازدهم

" بي چهره­گي"

« ...صداي دور شدن آخرين هواپيما به گوش مي­رسد و هنوز گرد و خاك انفجار آخرين بمب­ها فرو ننشسته است. همزمان كه مي­خواهي تكاني به خودت بدهي، صورتت را هم از روي زمين بلند مي­كني و لرزش عمومي بدنت كه با لباس­هايت در حال تجربه كردن سائيدگي­اند و قلوه سنگ­هايي كه آنقدر خودشان را در پوستت فرو مي­كنند تا لابد  گاهي وقت­ها خود را جزيي از تو حساب كنند و يا اين تويي كه آن­ها را...؛ سر ِ پا ايستاده­اي و صورتت كه آغشته

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 9:27  توسط آستانه  | 

فاطمه عباس پور

"فاطمه عباس پور" شاخص ترين عضو انجمن داستان شهرستان كازرون است.از ايشان  پيش از اين نيز در وبلاگ نام برده شد و داستانشان را خوانديد(کلیک کنید). موفقيت هاي ايشان كه اميدواريم همچنان ادامه داشته باشد، علاوه بر مواردي كه در گذشته گفته شد و از آن زمان تاكنون، برگزيده ي كنگره ي سراسري رها در زمينه ي داستان و مقام دوم جشنواره سراسري دانشجويان پيام نور است با داستان "براي فردا" كه اين بار مي خوانيد. براي ايشان آرزوي موفقيت و پيشرفت داريم و در انتظار نقدها و نظرات ارزشمند شما هستيم.سربلند باشيد.

                                                                          شهرام مدبري

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 8:15  توسط آستانه  | 

نوشین و نازنین حسینی نژاد

یک انجمن بدون شک از افرادی با سنین مختلف و سبک و سیاق خاص تشکیل شده که در کنار هم و تحت تأثر جمع موجود پیش می روند.در این جمع گاهی با افرادی با سن و سال کم روبرو می شویم که نمی توان گفت ارزش و اهمیت کارشان کمتر دیگران است حتا از جهاتی می توان گفت بیشتر قابل توجه و اعتنا هستند.

نوشین و نازنین حسینی نژاد کم سال ترین اعضای انجمن شعر و داستان کازرون هستند که البته در کنار مادرشان خانم چوپانی حدود یک سال است که یکی از دغدغه های دنیای به ظاهر کوچک اما بزرگشان نوشتن داستان است.دنیایی که هنوز به خیلی از تاریکی ها آلوده نشده.و در این مدت کارهای خوب و قابل توجهی را  ارایه کرده اند. 


                                                             

                                                            نوشین  حسینی نژاد       12ساله

 مقصر اسم من بود


 

 

   نازنین حسینی نژاد   11 ساله

شب بیاد ماندنی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 8:10  توسط آستانه  | 

سید حامد موسوی

 

نمی خواهم بگویم که بی مانند هستند،نمی خواهم چیزی بیش از آنچه هستند به آنها نسبت بدهم و یا هر تعریف و تمجید مرسوم در جامعه مان را شامل حالشان کنم.اما همه را که برای موجودیت و وجود این جمع وقت می گذارند و با همه ی مشکلاتی که گریبانگیر هر کس ممکن است باشد و ناراستی های آشنا و نا آشنا و سختی های غیر متعارف،نسبت به باورشان و جمعی که می دانند چه مشکلاتی را از سر گذرانده و بیشتر از آن را پیش رو دارد ،متعهد هستند و این چراغ را روشن نگه می دارند ، دوست دارم و دست تک تک شان را می بوسم.اعضای انجمن شعر و داستان کازرون را می گویم.

 

سید حامد موسوی ،دانشجوی حقوق،علاوه بر حضور فعالش در انجمن داستان نویسی کازرون  در کانون فرهنگی و انجمن داستان نویسی دانشگاه نیز حضوری موثر دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 8:3  توسط آستانه  | 

بهنام دهقانی

از بهنام دهقانی در بخش شعر انجمن گفتیم و اینکه طراحی قالب "آستانه"  به سعی بهنام در مقابل شماست و بسیاری دیگر.ناگفته این است که بهنام داستان نیز می نویسد،شاید با تلاشی بیش از شعر و با برنامه تر،البته این تلاش و طی مسیری مشخص همزمان هم در شعر او و هم در داستانش دیده می شود.به مینی مالیسم هم نگاهی دارد که دو نمونه از آن خدمت شما ارایه می شود.و تاکید بر این نکته که بهنام از هر گونه نقدی استقبال می کند،پس این خواهش او را بی جواب نگذارید.اگر می بینید عکسی از ایشان در وبلاگ نگذاشته ایم، به این دلیل است که بهنام مدت زیادی است که در دسترس ما نیست و مشغول تحصیل در زابل می باشد.در صورت دریافت عکس از ایشان،بلافاصله درج خواهد شد.شاد باشید و سربلند.

                                                                                                        شهرام مدبری

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 7:59  توسط آستانه  | 

محمد امین قربانی

هفته ی گذشته شهرستان کازرون سوگوار یکی از فرهیختگان برجسته ی خود بود.استاد منوچهر مظفریان از اساتید و پژوهشگران برجسته ی شهرمان دار فانی را وداع گفت.انجمن شعر و داستان کازرون این ضایعه ی غمبار را به خانواده ی بزرگوار ایشان و همچنین به هموطنان عزیز مخصوصن ، هنرمندان و فرهیختگان شهرمان تسلیت عرض می نماید.و آرزوی تداوم راه متعالی و ارزشمند ایشان را داریم.

 

 

محمدامین قربانی دانشجوی مهندسی کشاورزی(صنایع غذایی)است.وسواس او در نوشتنِ  یک کار خوب و کم ایراد،شاید باعث شده که امین بسیار کم کار باشد.داستان هایش هرچند کم تعداد اما قابل توجه و استوار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 7:55  توسط آستانه  | 

 محسن پورمظفر

 

با داستانی از محسن پورمظفر به روز می شویم.محسن دانشجوی کارشناسی مدیریت دولتی است و اگر چه مدت زیادی نیست که به نوشتن داستان پرداخته اما به دلیل مطالعه پی گیر و تلاش گسترده ای که در این زمینه داشته راه چند ساله را در مدت کوتاهی طی کرده است.به تازگی با داستانی که خدمتتان ارایه می شود در جشنواره ی «مهر و ماه» نیز مورد تقدیر قرار گرفت.دیگر کارهای ایشان را می توانید در وبلاگشان «زیستن برای بازگفتن» مشاهده فرمایید.با آرزوی پیشرفت روزافزون برای دوست عزیزمان.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 17:9  توسط آستانه  | 

فاطمه عباسپور

فاطمه  عباسپور متولد 1363 و دانشجوي رشته ي حسابداري ، از اعضاي قديمي و بسيار فعال انجمن داستان است. در مورد داستان هاي ايشان فكر مي كنم نگاهي به سابقه ي شركت ايشان در جشنواره هاي مختلف گوياي همه چيز باشد.     

  1- مقام اول جشنواره كشوري پيام آوران محرم

2- مقام اول جشنواره استاني در نيريز

3-  مقام دوم جشنواره دانشجويي كشور

4- 20 داستان برگزيده ي جشنواره شعر و داستان جوان بندر عباس

 داستان كوتاهي از ايشان را تقديمتان مي كنيم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 17:22  توسط آستانه  |